استراتژی هدایتی در سازمان

استراتژی هدایتی در سازمان

آیا استراتژی هدایتی را می‌شناسید؟

آیا با انواع استراتژی هدایتی آشنا هستید؟ 

آیا در مورد انواع استراتژی در سازمان‌ها شناخت دارید؟

در این مقاله سعی داریم تا مفهوم استراتژی هدایتی را به طور کامل برای شما شرح دهیم.

استراتژی چیست؟

برای تعیین استراتژی در سطح کل شرکت و یا سازمان ، بایستی چشم انداز و ماموریت سازمان وعوامل محیطی و داخلی آن در نظر گرفته شوند و متناسب با آنها اهداف بلند مــدت تنظیم شده و استراتژی هایی بررسی وا نتخاب شوند که موفقیت مجموعه سازمان را به ارمغان آورد .

در سطح کسب و کار نیز باتوجه به چشم انداز  و ماموریت کلی و همچنین باتوجه به استراتژی هایی که برای سطح کل شرکت انتخاب شده اند و با در نظر داشتن عوامل داخلی و خارجی واحد مورد نظر، استراتژی هایی تدوین می شوند که در قالب استراتژی کلی سازمان منجر به موفقیت واحد در میدان رقابت شود. به خاطر شباهت موجود بین سطح کل شرکت و سطح کسب و کار ( واحد تجاری استراتژیک ) ، اغلب دسته بندی های استراتژی در هر دو سطح قابل به کارگیری  است .

به طور کلی استراتژی های کل شرکت یا سازمان را در میتوان به سه دسته زیر طبقه  بندی کرد :

ـ استراتژی هدایتی ( هدف گیری به سمت رشد )

ـ استراتژی های پرتفولیو: تجزیه وتحلیل پرتفولیو(هماهنگی جریان نقدی واحدها یا کسب و کار )‌

ـ استراتژی های سرپرستی ( ایجاد هم افزایی از طریق توسعه و تسهیم منابع )

استراتژی های هدایتی

از آنجا  که هر واحد تولیدی یا خدماتی باید از یک استراتژی در سطح سازمان پیروی کند تا موقعیت رقابتی اش را تحکیم بخشد هر شرکت باید در مورد این که میخواهد رشد کند یا خیر تصمیم گیری کند ، بنابراین باید به سه پرسش زیر پاسخ بدهد :

۱- آیا ما باید توسعه یابیم ، کوچک شویم ، یا بدون تغییر عملیات خود را ادامه بدهیم ؟

۲- آیا ما باید فعالیت‌هایمان را روی صنعت فعلی متمرکز کنیم یا باید با ورود به صنایع دیگر، آن را متنوع سازیم ؟

۳- اگر میخواهیم رشد کنیم ، آیا باید از داخل خود را توسعه بدهیم یا از طریق خریداری شرکت‌های دیگر، ادغام با آنها یا تشکیل شرکت‌های مختلط یا همکاری با آنها ؟

استراتژی هدایتی یک شرکت ازسه جهت گیری کلی بسمت رشد (که اصطلاحا” استراتژی های اصلی نامیده می شوند ) تشکیل می شود :

۱ ـ استراتژی های رشد: فعالیتهای شرکت / سازمان را توسعه می دهند .

۲ ـ استراتژی های ثبات: تغییری در فعالیتهای فعلی شرکت /سازمان نمی دهند .

۳ ـ استراتژی های کاهش: سطح فعالیتهای شرکت / سازمان را کاهش می دهند .

هریک از این استراتژی ها خود به چند استراتژی دیگر ، قابل طبقه بندی هستند، که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم.

استراتژی های رشد و دسته های آن

در استراتژی هدایتی ، بهترین استراتژی‌ها در سطح بنگاه برای مؤسسات تجاری ، آنهایی هستند که موجب رشد و افزایش در فروش ها ، دارایی ها ، سودها یا ترکیبی از برخی یا همه آنها می گردد .

دو استراتژی رشد اصلی وجود دارد که عبارت اند از :

  • استراتژی تمرکز در این استراتژی بر روی یک خط تولید یا صنعت تمرکز می شود .
  • استراتژی تنوع دراین استراتژی باتولید محصولات دیگر یا ورود به صنایع دیگر تنوع ایجاد می شود .

این استراتژی ها را میتوان به دو صورت اجرا کرد :

  • داخلی ، از طریق سرمایه گذاری در طراحی و توسعه محصول جدید
  • خارجی از طریق ادغام ، خریداری شرکتهای دیگر یا برقراری ائتلاف های استراتژیک با آنها

    ادغام تعاملی است که دو یا چند شرکت را در بر می گیرد و طی آن سهام این شرکت‌ها مبادله می شود و در نهایت فقط یکی از آن شرکت‌ها باقی می ماند . ادغام ها معمولا” بین شرکتهای هم اندازه و آنهایی که رابطه خوبی با هم دارند صورت می‌گیرد .

خریداری ، عبارت است از خریداری یک شرکت به طور کامل توسط شرکت دیگر. دراین حالت شرکت خریداری شده نقش شرکت تابعه یا بخشی از شرکت خریدار را ایفا می کند . خریداری، معمولا” بین شرکت‌ها به اندازه های مختلف روی می دهد و ممکن است دوستانه یا خصمانه صورت پذیرد .

استراتژی های تمرکز

اگر شرکت دارای خطوط تولیدی ای باشد که این خطوط، قابلیت بالقوه‌ای برای رشد و توسعه داشته باشند، تمرکز منابع روی آن خطوط تولید، اتخاذ استراتژی رشد را معقول و ممکن می کند.

دو استراتژی اساسی تمرکز عبارتند از :

  • استراتژی یکپارچکی عمودی
  • استراتژی یکپارچکی افقی

استراتژی های تنوع

   اگر خطوط تولید فعلی شرکت از پتانسیل لازم برای رشد برخوردار نباشد ، مدیریت شرکت میتواند استراتژی تنوع را انتخاب  کند . دو نوع اصلی استراتژی های تنوع عبارتند از : تنوع همگون وتنوع ناهمگون.

 

 

 

استراتژی های ثبات و دسته های آن

در استراتژی هدایتی ، ممکن است یک شرکت استراتژی ثبات را بر استراتژی رشد ترجیح و به فعالیت‌های فعلی خود ادامه بدهد، بدون اینکه تغییر مهمی در آنها بدهد. شرکتی که موفق است و در محیط قابل پیش‌بینی و با ثبات فعالیت می کند، می‌تواند از یکی از انواع استراتژی های ثبات استفاده کند.

استراتژی ثبات در کوتاه مدت میتوانند خیلی مفید باشند اما درعین حال و به خصوص اگر برای مدت زمان طولانی دنبال شوند،می‌توانند خطرناک باشند.

متداولترین و مورد استفاده‌ترین انواع این دسته از استراتژی عبارتند از :

  • استراتژی توقف /آغاز محتاطانه
  • استراتژی عدم تغییر
  • استراتژی سود

استراتژی توقف /آغاز محتاطانه

این استراتژی در واقع نوعی فرصت یا وقفه است، فرصتی برای استراحت و تجدید قوا قبل از ادامه هریک از استراتژی‌های رشد یا کاهش. وقتی شرکتی که برای مدت زمان زیادی از نرخ رشد سریعی برخوردار بوده است با آینده ای مبهم و غیرقابل پیش بینی مواجه می شود ، میتواند از این استراتژی بعنوان یک استراتژی موقتی استفاده کند و منابع خود را ترمیم و متمرکز کند . بعبارت دیگر تا بهبود اوضاع محیط ، میتوان از این استراتژی استفاده کرد .

استراتژی عدم تغییر

استراتژی عدم تغییر ، تصمیم  بر انجام ندادن کار جدیدی است ، یعنی تصمیم به ادامه عملیات و سیاستهای فعلی به خاطر اینکه آینده قابل پیش بینی نیست . اگر چه به سختی میتوان نام آن را استراتژی نهاد، موفقیت این استراتژی در روی ندادن تغییر مهمی در موقعیت شرکت است . موقعیت رقابتی مناسب شرکت در یک صنعت و وجود محیطی ثابت، شرکت را به ادامه وضعیت و فعالیت های فعلی اش ترغیب می کند و تغییر محدودی در اهداف سود و فروش خود اعمال می کند .

شرکت هیچ فرصت یا تهدید بارز و مشخصی را مشاهده نمی کند و نقطه ضعف یا نقطه قوت برجسته ای ندارد. در این صنعت، رقبای مقتدر جدیدی وارد نمی شوند. شرکت سود آوری خوبی داردو بازار محصولاتش با ثبات است. آرامش محیط، باعث می شود که مدیران شرکت استراتژی عدم تغییر را دنبال کنند.

استراتژی سود

استراتژی سود ، تصمیمی است مبنی بر انجام ندادن کاری جدید در وضعیتی که در حال بدتر شدن است . اما شرکت در عین حال طوری عمل می کند که انگار مشکلاتش موقتی اند . استراتژی سود عبارت است از تلاش برای حمایت مصنوعی از سودها ، درحالی که فروش های شرکت براثر کاهش سرمایه گذاری و مخارج احتیاطی در کوتاه مدت ، در حال کاهش است . ممکن است مدیران ارشد به جای اعلام وضعیت بد شرکت به سهامداران و جامعه سرمایه گذار ، تصمیم بگیرند از این استراتژی استفاده کنند.

دراین استراتژی مدیران محیط خشن و نامناسب را عــــامل مشکــلات شرکت معرفی می کنند. (مثــــل سیاستهای ضد تجارت دولت ، مشتریان همیشه ناراضی ، یا وام دهندگان حریص ) ، یا اقدام به تعویق انداختن سرمایه گذاری می کنند و یا هزینه هایی چون تحقیق و توسعه ، تعمیر ونگهداری و تبلیغات را قطع می کنند ، تا بتوانند طی این دوره سخت ، ثبات در روند سود آوری را حفظ کنند . حتی ممکن است ، شرکت یکی از خطوط تولید را برای کسب وجه نقد بیشتر، به فروش برساند.

به طور مشخص استراتژی سود تنها به شرکت کمک می کند تا یک دوره دشوار و موقتی را به سلامتی بگذراند . متاسفانه استراتژی سود، اغوا کننده است و اگر مدت زیادی پیروی و استفاده شود، آسیب جدی به موقعیت رقابتی شرکت وارد خواهد ساخت . بنابراین استراتژی سود، در واقع پاسخ کوتاه مدت مدیران شرکت به موقعیت بد جاری است.

 

 

 

استراتژی های کاهش و دسته های آن

در استراتژی هدایتی‌ ، وقتی که موقعیت رقابتی شرکت در برخی یا همه خطوط تولیدش به حدی ضعیف است که باعث ضعیف شدن عملکرد آن می‌شود، مدیران ترغیب می شوند استراتژی عقب نشینی را انتخاب کنند. به عبارت دیگر وقتی فروش شرکت درحال کاهش است و سود آن در حال تبدیل شدن به زیان می باشد، ممکن است مدیران شرکت این استراتژی را انتخاب کنند.

این دسته از استراتژی‌ها، فشار زیادی برای بهبود عملکرد وارد می کنند. مدیرعامل شرکت مثل مربی یک تیم فوتبال بازنده تحت فشار قرار دارد تا هر چه سریع تر کاری انجام بدهد و الا اخراج خواهد شد. مدیریت شرکت در تلاش برای حذف نقاط ضعفی است که شـــرکت را به این روز بد انداخته‌است. در این حالت او می‌تواند از یکی از انواع استراتژی های کاهش، استفاده کند.

این استراتژی ها عبارتند از :

  • استراتژی تغییر جهت
  • استراتژی فروش / واگذاری
  • استراتژی ورشکستگی /تصفیه ( انحلال )

استراتژی تغییر جهت

استراتژی تغییر جهت بر بهبود و ارتقای کارایی عملیاتی تاکید می کند. وقتی که مشکلات شرکت فراگیر است اما هنوز بحرانی نیست، استفاده از این استراتژی معقول و منطقی است. این استراتژی که همانند یک رژیم غذایی است ، دو مرحله اساسی دارد :

  • مرحله کوچک سازی
  • مرحله تثبیت

کوچک سازی ، تلاش اولیه ای است برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت از طریق کاهش در اندازه و هزینه های شرکت .

تثبیت ، عبارت است از اجرای یک برنامه برای تثبیت شرکت کوچک تر شده کنونی .

برای هموار کردن روند انجام فعالیت‌ها در شرکت، مدیران شرکت برنامه‌ای تهیه می‌کنند تا هزینه‌های سربار غیرضروری را کاهش داده و هزینه‌های فعالیت‌های عملیاتی را توجیه کنند. این مرحله برای سازمان بسیار حیاتی است. اگر مرحله تثبیت به درستی اجرا نگردد، بسیاری از بهترین کارکنان شرکت، آن را ترک خواهند کرد. البته اگر  همه کارکنان در اجرای این استراتژی مشارکت کنند، شرکت جدیدی که پس از گذر شرکت قبلی از این شرایط سخت و پس از اجرای استراتژی کاهش باقیمانده است، بسیار قوی تر و سازمان یافته تر خواهد بود.  در چنین حالتی شرکت موقعیت رقابتی‌اش را بهبود بخشیده است و میتواند دوباره فعالیتهای خود را توسعه بدهد .

استراتژی فروش یا واگذاری

وقتی که موقعیت رقابتی شرکت در صنعت خود ضعیف است و درعین حال نه میتواند عقب نشینی کند و نه اسیرشرکتی دیگر بشود، مدیران آن چاره ای ندارند جز اینکه شرکت را به فروش برسانند و آن صنعت را ترک کنند. در استراتژی فروش، کل شرکت فروخته می شود . چنانچه مدیران شرکت  بتوانند سهامداران را قانع سازند و شرکت خریدار نیز قیمت خوبی بپردارزد، فروش کل شرکت منطقی و معقول به نظر می رسد. اگر فعالیت‌های شرکت متعدد باشد، ممکن است مدیران آن استراتژی واگذاری را انتخاب کنند، یعنی یکی از واحدهای فعالیت خود را به فروش برسانند .    

استراتژی ورشکستگی یا  انحلال

وقتی شرکتی در بدترین شرایط ممکن قرار می گیرد، موقعیت بسیار ضعیفی در صنعت داردو آینده درخشانی هم ندارد، مدیران آن چند راه محدود پیش رو دارند، که همه آنها نیز ناگوار و ناراحت کننده اند. از آنجا که هیچکس حاضر به خریداری یک شرکت ضعیف در صنعتی ناجذاب نیست، شرکت باید از استراتژی ورشکستگی یا تصفیه استفاده کند. براساس استراتژی ورشکستگی، مدیران شرکت را در اختیار دادگاه می گذارند تا دادگاه از محل فروش آن بدهی ها و تعهدات شرکت را تصفیه کند. مدیران ارشد شرکت امیدوارند که پس ازاعلام ورشکستگی، قوی تر گردند و بتوانند در صنعتی جذاب‌تر فعالیت خودر ا از سر گیرند.

 

شما برای سازمان خود تابحال از کدام یک از استراتژی‌ هدایتی استفاده کرده‌اید؟

آیا استراتژی سازمان شما، رشد است یا کاهش؟

کدام یک از استراتژی‌های فوق در حال حاضر بهترین استراتژی کدام است؟

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *